

گفتی که.........
گفتی که به احترام دل باران باش باران شدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن من هم چو گل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ دل پیچک باش بر یاسمن نگاه تو پیچیدم
گفتی که برای لحظه ای دریا شو دریاشدم و ترا به ساحل دیدم
گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش مجنون شدم وزدوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز گل دادم و با ترنمت روییدم
گفتی که بیا واز وفایت بگذر از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق را فهمیدم![]()
![]()
ما نمیتونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی میتونیم یاد بدیم که اگه شکست لبه های تیزش دست اونیو که شکستتش نبره اگر بخندی دنیا به تو میخندد و اگر گریه کنی تنها خواهی گریست: آواز بخوان تپه ها به تو پاسخ خواهند آه بکش درهوا محو خواهدشد. انعکاسها به صدای شادمانی محدود میشوند اما ازصدای غوغاها پا پس میکشند: شادی کن مردم به سوی تو جذب میشوند. اندوهگین باش:برمیگردند و میروند. آنان شادی کامل وتمام عیار تو را میطلبند امابه غم و اندوه تو نیازی ندارند. خوشحال باش دوستان زیادی گرد می آوری غمگین باش همه راازدست خواهی داد




هدیه ای از بهترین دوست
